چرا موسیقی برای افراد همدل لذت بخش تر است؟ رمزگشایی از پیوند عصبی هنر و عاطفه
به گزارش کلوب آگهی، آیا تا به حال فکر نموده اید که چرا بعضی افراد با شنیدن یک قطعه موسیقی چنان منقلب می شوند که گویی در دنیایی دیگر سیر می نمایند، در حالی که همان قطعه برای دیگران تنها مجموعه ای از فرکانس های صوتی عادی است؟ تحقیقات نوین در حوزه علوم اعصاب (Neuroscience) نشان می دهد که این تفاوت نه در سلیقه، بلکه در سیم کشی های عمیق مغزی ما نهفته است. دانشمندان دانشگاه UCLA و SMU با استفاده از تصویربرداری تشدید مغناطیسی عملکردی (fMRI)، دریچه ای نو به سوی درک این تفاوت ها گشوده اند.
نتایج این مطالعات حاکی از آن است که افرادی با درجات بالای همدلی (High Empathy)، موسیقی را به شکلی کاملاً متفاوت از دیگران پردازش می نمایند. برای این افراد، نت ها فراتر از یک فرم هنری صرف هستند؛ آن ها موسیقی را به عنوان یک موجودیت اجتماعی و نوعی حضور انسانی مجازی درک می نمایند. در واقع، حدود 20 درصد از جمعیت دنیا که در دسته افراد بسیار حساس و همدل قرار می گیرند، پاسخ های عصبی شدیدی به محرک های عاطفی نشان می دهند که تجربه شنیداری آن ها را به یک سفر عمیق بیولوژیکی تبدیل می کند. در این مقاله، ما به اعماق مغز سفر می کنیم تا بفهمیم چگونه همدلی، لذت ما از موسیقی را چندین برابر می کند.
کشف UCLA: تفاوت های ساختاری در پردازش نت ها
تحقیقات اجرا شده به وسیله تیم دکتر زکری والمارک (Zachary Wallmark) نشان داد که وقتی افراد همدل به موسیقی های آشنا گوش می دهند، بخش هایی از مغز آن ها که مسئول پردازش اطلاعات اجتماعی است، به شدت فعال می گردد. در حالی که افراد با همدلی پایین، موسیقی را بیشتر در منطقه ها شنیداری و پردازش احساسی پایه تحلیل می نمایند، در افراد همدل، یک شبکه پیچیده تر وارد عمل می گردد. این تفاوت معنادار نشان می دهد که موسیقی برای این افراد، نوعی بازنمایی عاطفی از یک دیگریِ فرضی است.
آیا می دانستید؟
طبق یافته های این پژوهش، سیستم پاداش مغز (Reward System) در افراد همدل هنگام گوش دادن به موسیقی بسیار فعال تر از دیگران است. این یعنی آن ها واقعاً لذت فیزیکی و شیمیایی بیشتری از موسیقی دریافت می نمایند.
نکته جالب اینجاست که هر دو گروه (همدل های بالا و پایین) در منطقه ها مربوط به پردازش شنیداری (Auditory)، عاطفی و حسی-حرکتی اشتراکات زیادی دارند. اما تفاوت اصلی در منطقه ها مداربندی اجتماعی (Social Circuitry) مغز نهفته است؛ منطقه های که دقیقاً هنگام احساس همدلی نسبت به یک انسان دیگر فعال می شوند. والمارک معتقد است که این افراد موسیقی را به شکل ضعیفی به عنوان یک حضور انسانی مجازی ادراک می نمایند.
سیستم پاداش؛ وقتی دوپامین در مغز افراد همدل طوفان می کند
سیستم پاداش مغز ما همان مسیری است که به محرک هایی مانند غذا، پول یا موفقیت پاسخ می دهد. در افراد همدل، موسیقی به شکلی مستقیم تر و شدیدتر به این سیستم متصل می گردد. این افزایش فعالیت به این معناست که تجربه لذت بردن از یک ملودی، در این افراد با ترشح سطح بالاتری از پیغام رسان های عصبی همراه است. این مطالعه که برای اولین بار از fMRI برای آنالیز رابطه همدلی و موسیقی استفاده نموده، ثابت کرد که موسیقی برای این افراد تنها یک تفریح نیست، بلکه یک تجربه پاداش دهنده عمیق است.
موسیقی به مثابه یک موجودیت اجتماعی (Social Entity)
یکی از هیجان انگیزترین بخش های این تحقیق، فرضیه حضور مجازی است. والمارک می گوید افراد همدل موسیقی را به گونه ای پردازش می نمایند که گویی در حال تعامل با یک شخص دیگر هستند. این موضوع شرح می دهد که چرا بعضی افراد با یک آهنگ احساس تنهایی کمتری می نمایند. در واقع مغز آن ها بخش های مربوط به شناخت اجتماعی (Social Cognition) را فعال می کند تا با روحِ نهفته در موسیقی ارتباط برقرار کند. این کشف نشان می دهد که موسیقی در طول تکامل بشر، فراتر از صدا، ابزاری برای پیوند عاطفی و اجتماعی بوده است.
20 درصد حساس؛ شما جزو کدام دسته هستید؟
آمارها نشان می دهند که حدود 20 درصد از مردم دنیا دارای سطوح بسیار بالایی از همدلی هستند. این افراد نسبت به محرک های اجتماعی و عاطفی واکنش های بسیار نیرومندتری نشان می دهند. مطالعه SMU-UCLA اولین مدرک عصبی را برای این پیوند فراهم کرد. اگر شما با شنیدن یک موسیقی آشنا، احساس می کنید تمام بدن و فکرتان درگیر شده و لذتی فراتر از حد تصور می برید، احتمالاً مغز شما در دسته همدلان بالا قرار گرفته است که موسیقی را به عنوان یک دیالوگ اجتماعی پردازش می کند.
مکانیزم آینه ای؛ همگامی عصبی با احساسات نوازنده
یکی از دلایل اصلی که افراد همدل موسیقی را عمیق تر درک می نمایند، فعالیت شدید سیستم عصب های آینه ای (Mirror Neurons) در مغز آن ها است. این عصب ها وظیفه دارند آنچه را که در دیگری مشاهده یا حس می کنیم، در فکر ما بازسازی نمایند. در افراد همدل، هنگام شنیدن موسیقی، مغز به گونه ای عمل می کند که انگار خودِ فرد در حال فراوری آن صداها یا تجربه کردن مستقیمِ احساسِ نهفته در پسِ هر نُت است. این پدیده باعث می گردد که مرز بین مستمع و اثر هنری کمرنگ شده و یک نوع هم جوشی عاطفی رخ دهد که در افراد با همدلی پایین کمتر دیده می گردد.
خوب است بدانید:
در سال 2018، مطالعه SMU-UCLA نشان داد که برای افراد همدل، موسیقی فراتر از یک فرم هنری است و به عنوان ابزاری برای درک و تجربه کردن عواطف انسانی در سطح بیولوژیک عمل می کند.
تحلیل fMRI: نقش منطقه ها اجتماعی مغز در درک موسیقی
استفاده از تکنولوژی fMRI در این پژوهش معین کرد که تفاوت کلیدی در منطقه های از مغز است که مسئول پردازش اطلاعات اجتماعی هستند. این منطقه ها در افراد همدل، هنگام شنیدن موسیقی های آشنا، فعالیت بسیار بیشتری نسبت به سایرین نشان می دهند. والمارک شرح می دهد که این افراد موسیقی را به عنوان یک موجودیت خیالی یا یک حضور انسانی مجازی درک می نمایند. به عبارت دیگر، مغز آن ها با شنیدن ملودی، فرآیندهایی را فعال می کند که معمولاً برای فهمیدن و همدلی با یک انسان واقعی رزرو شده اند.
سناریوی شرحی: تفاوت واکنش دو مستمع به یک ملودی واحد
برای درک بهتر این تفاوت، تصور کنید دو نفر در حال گوش دادن به یک قطعه پیانوی غمگین هستند. مستمع ای با همدلی پایین، ساختار هارمونیک و زیبایی ملودی را درک می کند و ممکن است از نظر عاطفی نیز کمی تحت تاثیر قرار گیرد. اما در مستمع همدل، مغز بلافاصله وارد شرایط شبیه سازی اجتماعی می گردد؛ او نه تنها غم را حس می کند، بلکه منطقه ها پاداش در مغزش چنان فعالیتی نشان می دهند که لذتی عمیق و همزمان با آن غم را تجربه می کند. این تداخلِ پیچیده بین دردِ عاطفیِ موسیقی و لذتِ بیولوژیکیِ سیستم پاداش، تنها در ساختار عصبیِ افراد بسیار همدل به این شدت رخ می دهد.
موسیقی آشنا و قدرت جادویی آن برای افراد حساس
پژوهشگران دریافتند که این درگیریِ عمیقِ مغزی، به ویژه زمانی که موسیقی آشنا باشد، به اوج خود می رسد. افراد همدل با موسیقی های آشنا پیوندی مشابه با پیوند های محبت آمیز برقرار می نمایند. وقتی این افراد به قطعه ای که قبلاً با آن خاطره دارند گوش می دهند، سیستم پاداش و مدارهای اجتماعی آن ها به گونه ای هماهنگ عمل می نمایند که تجربه ای فراتر از یک شنیدنِ ساده خلق می گردد. این موضوع ثابت می کند که چرا افراد همدل تمایل دارند بعضی آهنگ ها را بارها و بارها گوش دهند؛ هر بار شنیدن برای آن ها مانند دیدار مجدد با یک دوست صمیمی و تنو یک پیوند عاطفی است.
کاربردهای نوین: موسیقی درمانی بر پایه همدلی
کشف این پیوند عصبی، افق های نوی را در علم پزشکی و روان شناسی باز نموده است. از آنجایی که موسیقی برای افراد همدل به مثابه یک موجودیت اجتماعی عمل می کند، می توان از آن به عنوان یک ابزار یاریی برای افرادی که در برقراری ارتباطات اجتماعی دچار مشکل هستند، استفاده کرد. در سال های اخیر، پژوهشگران در حال آنالیز این موضوع هستند که آیا تحریک مدارهای اجتماعی مغز به وسیله موسیقی می تواند به بهبود مهارت های ارتباطی در افراد مبتلا به اختلالات طیف اوتیسم (Autism) یاری کند یا خیر. این رویکرد که بر پایه امید و فناوری های نوین بنا شده، موسیقی را از یک هنر تزئینی به یک داروی بیولوژیک برای روح تبدیل می کند.
دانستنی نایاب:
تحقیقات نشان می دهند که مغز افراد همدل حتی در هنگام سکوت پس از شنیدن موسیقی، همچنان فعالیت بالایی در منطقه ها مربوط به پاداش نشان می دهد؛ گویی طنینِ اجتماعیِ آهنگ همچنان در فضای فکری آن ها باقی می ماند.
مبارزه با باورهای نادرست: موسیقی و هوش، فراتر از خرافه
یکی از باورهای غلط و رایج این است که گوش دادن به موسیقی کلاسیک (مانند اثر موتزارت) لزوماً هوش افراد را افزایش می دهد. اما یافته های نو نشان می دهند که آنچه اهمیت دارد، عمق پردازش عاطفی است، نه فقط سبک موسیقی. در واقع، این سطح همدلی فرد است که مشخص می کند یک قطعه موسیقی تا چه حد می تواند سیستم پاداش مغز را فعال نموده و باعث ایجاد لذت و برانگیختگی فکری گردد. بنابراین، هیچ فرمول جادویی برای افزایش هوش به وسیله موسیقی وجود ندارد؛ بلکه این تواناییِ مغز ما در برقراری ارتباط اجتماعی با نت هاست که تجربه ای غنی خلق می کند.
سوالات متداول (Smart FAQ)
1. علائم فیزیکی همدلی بالا هنگام شنیدن موسیقی چیست؟
افراد بسیار همدل معمولاً واکنش هایی نظیر مورمور شدن پوست (Piloerection)، افزایش ضربان قلب و حتی اشک ریختن ناگهانی را تجربه می نمایند. این واکنش ها ناشی از اتصال مستقیم مدارهای عاطفی به سیستم عصبی خودمختار است. طبق آمار، 20 درصد از مردم این پاسخ های شدید بیولوژیکی را به محرک های صوتی نشان می دهند.
2. آیا می توان سطح همدلی و لذت از موسیقی را با تمرین افزایش داد؟
اگرچه بخشی از همدلی ریشه ژنتیکی و ساختاری در مغز دارد، اما تمرین های فکر آگاهی (Mindfulness) می تواند توجه آگاهانه به لایه های عاطفی موسیقی را تقویت کند. با تقویت تمرکز بر حضور انسانی در پشت آثار هنری، می توان مدارهای اجتماعی مغز را فعال تر کرد. یافته های نوین 2026 نشان می دهد که انعطاف پذیری عصبی (Neuroplasticity) امکان بهبود درک عاطفی را فراهم می کند.
3. آیا گوش دادن مداوم به موسیقی غمگین برای افراد همدل خطرناک است؟
خیر، برخلاف باور عموم، افراد همدل از موسیقی غمگین برای تخلیه هیجانی (Catharsis) و احساس نزدیکی با رنج های بشری استفاده می نمایند. سیستم پاداش در مغز این افراد هنگام شنیدن موسیقی غمگین فعال شده و نوعی لذتِ تسکین دهنده ایجاد می کند. این فرآیند به جای افسردگی، معمولاً منجر به افزایش درک عاطفی و آرامش روانی می گردد.
4. نقش سیستم پاداش در اعتیاد به موسیقی چیست؟
سیستم پاداش در افراد همدل با ترشح دوپامین هنگام شنیدن موسیقی آشنا، ولعِ تکرارِ آن تجربه را ایجاد می کند. این پدیده شباهت هایی به مدارهای پاداش در سایر لذت های بیولوژیک دارد، اما کاملاً سالم و بدون عوارض مخرب است. در واقع، این اعتیاد مثبت باعث افزایش تاب آوری روانی در برابر استرس های روزمره می گردد.
5. چرا بعضی افراد هیچ لذتی از موسیقی نمی برند (آنهدونیا)؟
اختلال آنهدونیای موسیقیایی حالتی است که در آن فرد علی رغم سلامت شنوایی، هیچ پیوند عاطفی یا پاداشی از موسیقی دریافت نمی کند. در این افراد، برخلاف همدلان بالا، ارتباط بین منطقه ها شنیداری و سیستم پاداش بسیار ضعیف است. این موضوع نشان می دهد که ادراک هنر کاملاً به معماری عصبی اختصاصی هر فرد بستگی دارد.
نتیجه گیری
پژوهش های دانشگاه UCLA و SMU ثابت کردند که موسیقی فراتر از یک تفریح، یک پلِ ارتباطیِ تکاملی است. برای افراد همدل، هر ملودی تجربه ای است که مدارهای اجتماعی و پاداش مغز را به شکلی هماهنگ فعال می کند و موسیقی را به عنوان یک حضور انسانی مجازی بازنمایی می کند. این یافته ها نه تنها درک ما از هنر را دگرگون می نمایند، بلکه راه را برای درمان های نوینِ مبتنی بر همدلی و موسیقی هموار می سازند. در نهایت، موسیقی زبانی است که در آن مغزهای همدل، عمیق ترین دیالوگ های بشری را بدون کلام تجربه می نمایند.
شما چقدر با موسیقی همدلی می کنید؟
آیا تا به حال پیش آمده که با یک آهنگ احساس کنید کسی در کنار شماست یا دردی مشترک را با شما تقسیم می کند؟ تجربیات و احساسات خود را از لحظاتی که موسیقی مستقیماً با روح شما صحبت نموده در بخش نظرات با ما به اشتراک بگذارید.
دکتر علیرضا مجیدی
پزشک، نویسنده و بنیان گذار وبلاگ خبرنگاران
دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان گذار وبلاگ خبرنگاران .
بیش از دو دهه در زمینه سلامت، پزشکی، روان شناسی و جنبه های فرهنگی و اجتماعی آن ها می نویسد و کوشش می کند دانش را ساده اما دقیق منتقل کند.
پزشکی دانشی پویا و همیشه در حال تغییر است؛ بنابراین، محتوای این نوشته جایگزین ویزیت یا تشخیص پزشک نیست.
دربارهٔ علیرضا مجیدی در خبرنگاران